يادداشتهاي پراكنده
دستاشو دور دهنش گرفت و با صداي بلند فرياد زد :" خوش اومدي !"
بهار اومده بود با تمام سرمايي كه زمستون نداشت ، و با تمام برفايي كه تو زمستون نيومده بود. اما بهار سر قولش موند و با سبزي و طراوتش ، شادي و سبزي رو با خودش آورد. بهارتون مبارك نوروزتون هم مبارك سال نوتون هم مبارك . پ.ن : اي دختر حوا كه همينجوري و ييهويي قرررررر مي كني! بدان و آگاه باش كه ما تا خون در رگمان جاري است اينجا مي نويسيم و هستيم . اين يه مدت هم در سفر بودم و به دور از همه شلوغي ها استراحت خوبي نموديم . در ضمن تو اگر تدي بير آور بودي همون سري اول مي اوردي و اينچنين ما را در خماري نمي گذاشتي . همين!!!
|