تبليغاتX
من و تو
به قفسه من تکیه می کند. استیو مردنی با آن جوشها. اااه! حتما می خواهد مرا برای رقص دعوت کند .

آخرین شانس من است . خب ، باز بهتر از آن است که مثل ماریا بی بو و خاصیت باشم.

نفس عمیقی می کشم : " سلام ، استیو "

" سلام ، سو "

" می خوای از من چیزی تقاضا کنی ؟ "

حتی جوشهای صورتش هم سرخ شدند.

" می خواستم ببینم .... تو شماره تلفن ماریا رو داری؟"


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 13:53
توسط علی و فاطیما نظرات: |

tobaman

علی و فاطیما

tobaman

http://tobaman.blogfa.com

من و تو

من و تو - رقص

من و تو

سبزی برگ درختان امسال سپیدی برفها را کنار نزد ،اما بهار آمد. بهارتان خوش يادداشتهاي پراكنده

من و تو

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog